توتیا - هوشنگ ابتهاج

خرید بک لینک

مهی که مزد وفای مرا جفا دانست

دلم هر آنچه جفا دید ازو وفا دانست


روان شو از دل خونینم ای سرشک نهان

چرا که آن گل خندان چنین روا دانست


صفای خاطر آیینه دار ما را باش

که هر چه دید غبار غمش صفا دانست


گرم وصال نبخشند خوشدلم به خیال

که دل به درد تو خو کرد و این دوا دانست


تو غنچه بودی و بلبل خموش غیرت عشق

به حیرتم که صبا قصه از کجا دانست


ز چشم سایه خدا را قدم دریغ مدار

که خاک راه تو را عین توتیا دانست


اشعار سایه - هوشنگ ابتهاج...

ما را در سایت اشعار سایه - هوشنگ ابتهاج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت: 16:33

صفحه بندی